• نان و شراب

    نان و شراب

    این داستان گویای مذهب است اما در پنهانی ترین نقطه درون سوسیالیزم و در زیر پوشش ضد مذهب، قهرمان داستان به نوعی ، مسیحی ، دیگر است. همچنین تحلیلی است ژرف بر سیاست و زندگی توده ها – در ایتالیا ی زمان و قوع این داستان .و نیز تحلیل سه عنصر: سوسیالیزم ، فاشیزم و کلیسا که هر کدام از آنها به تنهایی خصایص آن دو دیگر را داراست و هر یک می تواند نمادی از تمامیت خواهی دو جزء دیگر باشد .

    اسپینا قهرمان داستان، نماینده تفکر سوسیالیزمی است که بر علیه فاشیسم می جنگد ، فاشیسمی که در بطن خود فناتیزم و ارتجاع سیاه مسیحیت و کلیسا را پنهان کرده است. و کتاب به شرح تضاد های موجود در این سه عنصر لجام گسیخته می پردازد که ایتالیا را به مثابه پیکری ، پاره پاره می کنند.

    دنباله ی نوشته »

     
     
  • بلبل به شاخ گل نشست

    وقتی که یک نفر حرف زشت و نابجایی بزند می‌گویند حکایت این بابا هم همان حکایت بلبل است که به شاخ گل نشسته!

    در روزگار قدیم یکی از خان‌‌ها تمام دوستان خود را که همه خان بودند به منزل خود دعوت کرد. روز میهمانی تمام خان‌‌ها سوار بر اسب بندی همراه نوکر مخصوص خود به خانه خان آمدند چون هرکدام از یک محل بودند همراه هم نیامدند بلکه جداجدا آمدند، وقتی جلو منزل رسیدند از اسب پیاده شدند و نوکر مخصوص هم اسب را در طویله یا جای دیگر بست و خوب به اسب رسید و از آن پذیرایی کرد، آمدند در اتاق پذیرایی نشستند .

    البته هر نوکری مسؤول پذیرایی ارباب خود بود، تا وقت ناهار شد و از طرف صاحبخانه شروع کردند به ناهار دادن میهمان‌‌ها و هرکدام از نوکرها دست به سینه برای پذیرایی ارباب خود آمده بود. به خوبی خان‌‌ها را پذیرای کردند و ناهار دادند یکی از خان‌‌ها که مشغول غذا خوردن بود چند دانه پلوا که با رنگ خورشت هم زرد شده بود بر پشت سبیلش چسبیده بود اما خود خان متوجه نبود، تا اینکه نوکرش متوجه این موضوع شد و دید، یک دفعه از کنار در صدا زد: آقا! آقا! هرکدام از خان‌‌ها صدای نوکر خودشان را می‌شناختند و همه خان‌‌ها سر خود را برگرداندند و نوکر را نگاه کردند تا همان خانی که در پشت لبش باقیمانده غذا بود سرش را بلند کرد، دید نوکر خودش هست و جوابش داد، نوکر گفت: «آقا، بلبل به شاخ گل نشست» خان متوجه شد، پشت لبش را خوب پاک کرد، بقیه خان‌‌ها که در آن مجلس بودند خیلی تعجب کردند که این نوکر عجب حرف قشنگی زد و چطوری ارباب خودش را متوجه این موضوع کرد.

    دنباله ی نوشته »

     
     
  • عروس «خودم می‌دونم»

    عروس «خودم می‌دونم»

    هرگاه مادری به دختر بی‌هنر و سبکسر خود نصیحت کند که بیا و چیزی یاد بگیر و دختر خیره‌سری کند و بگوید: «بلدم اینها که چیزی نیست» مادر می‌گوید: «عروس خودم می‌دونم! بی‌خشت خومی هم بیذار روش».

    دختری تازه شوهر کرده بود و سر خانه بخت رفته بود اما بس که بازیگوش و لجباز بود توی خانه باباش و زیر دست مادرش هیچ کمالی یاد نگرفته بود. یک روز شوهرش گفت: «امشب یک دمپخت عدس و کلم بپز» دخترک که بلد نبود چه بایدش کرد رفت پیش پیرزن همسایه و گفت: «می‌خوام دمپخت عدس کلم بار کنم چه کارش کنم؟» پیره‌زن گفت: «ننه‌جون! اول برنجش را خوب پاک کن و چند تا آب بشور». دختر گفت: «خودم می‌دونم» بعد گفت: «پوست کلم را بیگیر و عدسشم ریگ شور کن» هنوز حرف پیرزن تمام نشده بود که باز گفت: «خودم می‌دونم» پیرزن حوصله کرد و گفت:

    دنباله ی نوشته »

     
     
  • یک مشت تمشک

    یک مشت تمشک

    در دهکده سن لو گا، واقع در جنوب ایتالیا، حزب کمونیست ایتالیا در حال عضوگیری و سازمان دهی تشکیلات حزبی خودش است.

    حزب کمونیست ایتالیا در چنین شرایطی تصمیم می گیرند تا فعالیت سیاسی خود را علنی کند ، بدیهی است که در این راه از حمایت سیاسی و مالی برادر خوانده بزرگش ( حزب کمونیست شوروی) برخوردار بود. مرکز فعالیت حزب در دره سن لوکا قرار داشت و رولو دوناتیس که از اهالی همین دره بود به عنوان مسئول دفتر سیاسی حزب در سن لوکا انتخاب شده بود.

    دنباله ی نوشته »

     
     
  • تاریخچه روان شناسی اجتماعی

    تاریخچه روان شناسی اجتماعی

    توجه به تاثیر اجتماع بر فرد و تعامل فرد و جامعه موضوعی نیست که بشر صرفا در قرن بیستم و با ظهور علم روان شناسی جدید به آن عنایت کرده باشد. بسیاری از فلاسفه و حکما از زمانهای بسیار دور موضوعات روان شناسی اجتماعی را به زبان خود و با روشهای مرسوم عصر خویش مورد بحث و بررسی قرار داده‌اند. از نویسندگان غربی نزدیکترین آنان به عصر ما که در این راه کوشیده‌اند، نام دانشمندان فرانسوی تارد و لوبون از همه بیشتر دیده می‌شود.

    اینان تحت تاثیر روان شناسی عصر خود به ویژه روان شناسی شارکو ، رفتارهای اجتماعی را حاصل تقلید و تلقین دانسته و هر یک از دید خود کیفیت نفوذ اجتماع بر فرد را توضیح داده‌اند. این کوششها بالاخره در دهه اول قرن حاضر به نوشتن اولین کتابهای روان شناسی اجتماعی توسط راس و مکدوگال از انگلیس و وونت از آلمان انجامید. از آن تاریخ این دانش اجتماعی به ویژه در امریکا ، آهنگ رشد پرشتابی به خود گرفت و از جهات مختلف دستخوش تحول و تکامل شد.

    دنباله ی نوشته »

     
     
  • افزایش فعالیت ذهنی با داشتن روحیه شاد

    افزایش فعالیت ذهنی با داشتن روحیه شاد

    رفتارها – ترجمه-مرجان رودبار محمدی:
    روحیه شاد و رفتارهای مثبت خلاقیت ذهنی را افزایش می‌دهد.

    دیدن دنیا با عینک خوش‌بینی صرفاً یک شعار نیست و محققان نتایج فوق‌العاده آن را اثبات کرده‌اند. شواهد زیادی به این نکته اشاره می‌کند که وضعیت روحی ما تأثیر مستقیم بر روند پردازش اطلاعاتی که از طریق چشم کسب می‌کنیم دارد.

    طبق مطالعات جدیدی که در هفته‌نامه آکادمی ملی علوم منتشر شده، محققان به این نتیجه رسیده‌اند که افرادی که از روحیه شادی برخوردار هستند، ذهن آرامی دارند و قادرند توانایی‌های ذهنی خود را افزایش دهند. البته آنها اذعان کرده‌اند که داشتن این‌چنین روحیه شادی ممکن است منجر به اختلال حواس شود.

    دنباله ی نوشته »

     
     
  • روشهای کاهش استرس

    روشهای کاهش استرس

    شما هرچقدر هم آرام و ریلکس باشید مـمـکـن اسـت در طول روز به دلایل مختلف دچار اسـتـرس گـردیـد. ترافـیـک و شلوغی خیابان، کارهای زیـاد نـاتـمـامـی کـه بایـد انـجـام دهید، خرابی اتومبیل و کنکور مسائلی هستند که ممکن است موجب بروز استرس در شما گردند.

    نکته اینجاست که استرس باعث حـل مـشـکـل نـشــده و برعکس شما را از ادامه فعالیت صحیح باز می دارد. در این قسمت 5 روش ساده را جـهت کاهـش اسـتـرس بـخـصـوص در هـنـگـام کار، بیان میکنیم.

    1- شمارش کنید

    یک روش موثر برای برخورد با موقیعتهای استرس آور، شمارش تا عدد 10 است.ایـن کار کمک می کند از لحاظ فکری و روانی از آن لحظه استرس آور دور شده و 10 ثـانـیه بشما وقت می دهد تا از آن شرایط خود را رها کنید.فرض کنید این عمل، ریموت کنترل زندگی شما است. دکمه Pause را میزنید. وقتی تا عدد 10 شمارش کـردید دوباره دکمه “play” را فشار می دهید. در نتیجه در وضعیت بهتری نسبت به قبل قرار خواهید گرفت.

    دنباله ی نوشته »

     
     
  • وابستگی به اینترنت

    وابستگی به اینترنت

    کامپیوتر و اینترنت یکی از وسایل ارتباطی در عصر جدید است که توسط انسان بکار گرفته شده است. این وسیله باعث سرعت و دقت در کارها و گسترش ارتباطات شده است بگونه‌ای که کره زمین را تبدیل به دهکده جهانی کرده است. با وجود این ، نفوذ و گسترش آن باعث بروز مشکلاتی در جوامع شده است. از این مشکلات می‌توان به «کاهش روابط اجتماعی واقعی» و «وابستگی به اینترنت» اشاره کرد. این نوعی تناقض است که علیرغم استفاده از اینترنت در جهت برقراری «ارتباط فردی» این وسیله خود به «کاهش روابط» منجر می‌شود.

    «نوع و کیفیت تعامل اجتماعی» که این وسیله ارتباطی فراهم می‌آورد، علت این تنافض است. اینترنت از اهمیت «مجاورت فیزیکی» (Physical Proximity) بوسیله بوجود آوردن شکل دیگری از شبکه‌های ارتباطی (ارتباط مجازی) کاسته و ارتباط بین فردی ضعیفی را بوجود می‌آورد. از طرف دیگر استفاده روز افزون از اینترنت منجر به شکل گیری و گستر شنوع دیگری از «وابستگی و اعتیاد» (Dependency and Addiction) شده است «وابستگی به اینترنت» به دلیل آنکه همانند اعتیاد به مواد مخدر «علائم ترک و مصرف» را دارا می‌باشد، منجر به طبقه بندی آن به عنوان یک اختلال شده است.

    دنباله ی نوشته »

     
     
  • بیله دیگ بیله چغندر

    می‌گویند یک نفر کاشی و یک نفر اصفهانی همسفر بودند. در بین راه مرد اصفهانی به رفیق کاشی گفت: «امسال در اصفهان چغندرکاری خیلی خوب بود. پدرم که چغندر کاشته بود آنقدر خوب شده بود که یک قافله، یک شب و یک روز طول می‌کشید تا از کنار یکی از آنها رد بشود.

    برای کندن هرکدام هم چهارصد نفر بیل به دست دور یکیش را می‌کندند تا آن را از زمین بیرون بیاورند اما هیچکدام همدیگر را نمی‌دیدند».

    دنباله ی نوشته »

     
     
  • اخوان ثالث – مهدی

    مهدی اخوان ثالث (م . امید). فرزند علی در سال ۱۳۰۷ در طوس مشهد متولد شد . دوره هنرستان را در همان شهر تمام کرد ، و مدتی در اطراف تهران معلم بود سپس به تهران منتقل شد .
    کار اصلی او در وزارت آموزش و پرورش بود ، و مدتی به عنوان مامور در وزارت اطلا عات نظارت بر برنامه های ادبی داشت ، و مدتی هم با مطبو عات همکاری داشت .

    از آثار او می توان از : آن کاه پس از تندر,عاشقانه ها و کبود ؛ قاصدک , مرد جن زده ؛ منتخب 8 دفتر شعر اخوان ثالث , در حیاط کوچک‌ زندان‌ در پاییز , درخت پیر و جنگل, دوزخ‌ اما سرد , زندگی‌می‌گوید باید زیست، باید زیست , ارغنون ، زمستان ، آخر شاهنامه ، از این اوستا و شکار نام برد .

    دنباله ی نوشته »

     
     
  • یکی از همین روزها ماریا

    یکی از همین روزها ماریا

    رولان بارت در جایی گفته است ، آن من ( خواننده) که با متن روبرو می شود ، خود مجموعه ای است از متون دیگر… هر متن بر اساس متونی که بیشتر خوانده ایم معنا میابد.

    اگر عنوان داستانی باشد « بر مدار هلال آن حکایت سنگین بار» شما به عنوان خواننده ای که کم و بیش با ادبیات داستانی ایران زمین آشنا هستید، شیوه و سبک و یا دست کم نثر کدام نویسنده را به خاطر می آورید، شما را نمی دانم اما من پر تاب می شوم به عالم نویسندگی گلشیری.

    دنباله ی نوشته »